تبليغاتX
asmani tarin setareh
نیوشا ستاره ی ستاره  
نیوشانیوشا ضیغمی
متولد 1359
متاهل
فارغ التحصيل روان شناسي:
دانشگاه شهيد بهشتي
فارغ التحصيل دوره بازيگري:
كانون سينماگران جوان
او یکی از استعدادهای نو و از خوش چهره ترین هنرپیشگان تاریخ سینمای ایران است.او در سومین تجربه بازیگری برای فیلم"شوریده"موفق به دریافت عنوان کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن از جشنواره بین المللی فجر شده است که در همان گامهای نخست ایستادن پس از خانم هدیه تهرانی بهترین بازیگر زن فیلم سینمائی چهارشنبه سوری برای نیوشا افتخاری است و نشان از توانائی های او دارد.

( ادامه مطلب )


نوشته شده در 14/5/1387ساعت05:57 توسط ستاره | لینک ثابت || - نظر(4) -
کاریکلماتور 

 

می خواست در مصرف عقل صرفه جویی کند عاشق شد . می خواست در مصرف زندگی صرفه جویی کند خودش را دار زد . می خواست در مصرف راه صرفه جویی کند  برگشت .

سر امتحان / مدادم تنها کسی است که از مغزش استفاده می کند . زندگی ریسمانی است که از آن تا آنجا که می توانی بالا می روی . شاگرد جادوگر سوار بر خاک انداز می شود . سیب به درخت چسبیده به قانون نیوتن دهن کجی می کنه . روزگار غریبی است .... یکی در آب پاش گلاب دارد و یکی در گلاب پاش آب هم ندارد .

نوشته شده در 13/5/1387ساعت07:17 توسط ستاره | لینک ثابت || - نظر(0) -
 

نوشته شده در 13/5/1387ساعت07:12 توسط ستاره | لینک ثابت || - نظر(1) -
زندگی 

زندگی زنجیری است که هر حلقه اش یک لحظه شادما نی است نه به معنای فقط زنده بودن . هر روز هر ساعت و هر دقیقه ی زندگی یک لحظه ی خاص است و تو نمی دانی که ممکن است آن آخرین فرصت زندگی تو باشد . امروز با تلاش فراوان پیمان ببند و نگران فرداهای خود نباش  چراکه با تلاش امروز تو فرداها از تو و سرمایه ات مراقبت خواهند کرد . به خود / سرنوشت خود و خدای خود ایمان داشته باش . ما آموخته ایم افسوس گذشته و ترس ازآینده / دزدهای دوقلویی هستند که لذت لحظه ی حال را از ما می دزدند  و خواهیم آموخت که هیچ گاه برای بهتر شدن دیر نیست . 

زندگی .

نوشته شده در 12/5/1387ساعت05:01 توسط ستاره | لینک ثابت || - نظر(1) -
آسمانی باش و پرواز کن  

آسمانی باش و پرواز کن

 

لحظاتی در زندگی وجود دارد که احساس می کنی آنقدر دلت برای کسی تنگ

 

شدده که می خواهی اورا از دل رویایت بیرون بکشی و در آغوش بگیری ..

 

.. رویا پردازی کن ... در مورد هرچه دلت می خواهد . هر کجا که می خواهی

 

برو . هرچه که می خواهی باش . باز کن پنجره ی کوچک دلت را تا به آسمان

 

برسی ...چرا که تو تنها یک بار حق زندگی کردن داری . پس کارهایی را که دلت می خواهد تجربه کن .

 

یک ستاره تقدیم به تو :

 

هیچ چیز را برای یک روز خاص نگاه ندار .... چون هر روز که زندگی می کنی یک روز خاص است !

 

آرامش

نوشته شده در 7/5/1387ساعت01:00 توسط ستاره | لینک ثابت || - نظر(0) -
باید رفت 

خاموشی یک ستاره

نوشته شده در 29/4/1387ساعت01:31 توسط ستاره | لینک ثابت || - نظر(0) -
زاده ای از خاک 

وقتي عزیزی جان باخت روی سنگ پایان ننویسیم که رفت به سرانگشت نگاهی

 

 شسته می توانیم نوشت : تو همیشه هستی و جهان را هیچ پایانی نیست و ترا

 

 نیز ... شاخه ای می شکند می پوسد . دانه ای می افتد می روید . زندگی جاری

 

رازی ابدی است.

 

پیوستن روح بلند بازیگر محبوب و موفق سینما و تلویزیون  خسرو شکیبایی  به

 

 ملکوت اعلی را به تمامی دوستداران هنر و این شخصیت بزرگ  تسلیت می

 

گویم  . روحش شاد و یادش گرامی باد

.

 

نوشته شده در 29/4/1387ساعت01:27 توسط ستاره | لینک ثابت || - نظر(0) -
 

   يك ستاره تقديم به تو :

  

لبخند ارزان ترين راهي است كه مي توان با آن نگاه را وسعت بخشيد ....

 

 

  

 

نفسی زیر باران

نوشته شده در 29/4/1387ساعت12:28 توسط ستاره | لینک ثابت || - نظر(0) -
 
 غم و شادی


در دستانم دو جعبه دارم كه خدا آنها را به من هديه داده است. او به من گفت: غمهايت را در جعبه سياه و شادي هايت را در جعبه طلايي جمع كن. من نيز چنين كردم و غمهايم را در جعبه سياه ريختم و شادي هايم را در جعبه طلايي! با وجود اينكه جعبه طلايي روز به روز سنگين تر مي شد اما از وزن جعبه سياه كاسته مي شد! در جعبه سياه را باز كردم و با تعجب ديدم كه ته آن سوراخ است!!! جعبه را به خدا نشان دادم و گفتم : پس غمهاي من كجا هستند؟! خداوند لبخندي زد و گفت: غمهاي تو اينجا هستند، نزد من!

 

 از او پرسيدم: خدايا،‌ چرا اين جعبه طلايي و اين جعبه ي سياه سوراخ را به من دادي؟ و خدا فرمود: بنده ي عزيزم، جعبه ي طلايي مال آنست كه قدر شاديهايت را بداني و جعبه سياه، تا غمهايت را رها كني

بارانی ترین

نوشته شده در 26/4/1387ساعت06:43 توسط ستاره | لینک ثابت || - نظر(1) -
قدم اول 

 به نام خالق من و تو

از نگاهی پاک و خالص همه چيز شدنی است . اگر بپرسی گيتی در حال انجام چه کاری است

   می گويد : گوش ايستاده  که تک تک خواسته های تورا بشنود

سلام من ستاره هستم . يه دختر ايرونی که هوس کرده يه خورده با هم وطناش حرف بزنه . من 18سال و 5 ماهمه  يعني متولد 22 بهمنم . ساكن يزدم ... شهر کويری ايران  ولی آروم و پر از چيزای دوست داشتنی مثلا يکيش خود من . خوشبختي يعني بپذيري زندگي تو مال توست و آزاد هستي تا با اعمالي كه دوس داری آن را زندگي كني  ........! پس زندگی کن همونطور که خودت می خوای .

نكته ي اول :

خداوند همه چيز رو توي يك روز نيافريد  پس چه چيز باعث شد كه من به اين بينديشم كه مي توانم همه چيز را در يك روز بدست آورم ؟!!!!!!!!!

 

   

نوشته شده در 21/4/1387ساعت05:00 توسط ستاره | لینک ثابت || - نظر(2) -
 
مرا به تنهایی نسپار که در پس آن تنها تر نخواهم شد .

دوست داشتنی ترین طعم زندگیم برای تو مینویسم
برای همین تویی که پاسخ یکی از سوالات امروزت این است که : من برای از تو نگفتن هنوز جوانم!
من چگونه از تو دور شوم ؟؟؟ تویی که آرام و بی صدا در دلم لانه کردی و حالا معصومانه به من نگاه می کنی ؟

تویی که تمام ذهنم را با یادت آغشته کرده ای ؟

نگاه تو آسودگی ست و آرامشی که مرا در یاد تو تسخیر می کند .

میدانی ! کاش میشد زیر بارانی که در دلم می بارید قدم می زدی و من فرصتی می یافتم تا حضورت را مرور کنم .

افسوس ..... تو نمی دانی اینجا پر از تکرار نام توست ....انگار اشیاء نام تو را زمزمه میکنند .

کاش میتوانستم صراحتم را در صداقت عجین کنم و بگویم دلم برایت تنگ است .   

عزیز غزلهای ننوشته ام  خودت بگو ...... تویی که سوژه و هدف زندگی ام شدی .....چه بنویسم در  این غروب بد رنگ ...... بی تو ؟؟؟؟

تو اولین و تنها کسی بودی که انگشتان احساسم را لمس کردی و بوسیدی و گفتی

تمام لبخند هایمان را به می بوسه غسل می دهی

و من دعا میکنم هرگز در پایمان از ساحل نگاه همدیگر محو نشود .

عزیزکم :مرا به تنهایی نسپار که در پس آن تنها تر نخواهم شد

نوشته شده در 21/4/1387ساعت11:07 توسط ستاره | لینک ثابت || - نظر(2) -