می خواست در مصرف عقل صرفه جویی کند عاشق شد . می خواست در مصرف زندگی صرفه جویی کند خودش را دار زد . می خواست در مصرف راه صرفه جویی کند برگشت .
سر امتحان / مدادم تنها کسی است که از مغزش استفاده می کند . زندگی ریسمانی است که از آن تا آنجا که می توانی بالا می روی . شاگرد جادوگر سوار بر خاک انداز می شود . سیب به درخت چسبیده به قانون نیوتن دهن کجی می کنه . روزگار غریبی است .... یکی در آب پاش گلاب دارد و یکی در گلاب پاش آب هم ندارد . ![]()